تبليغاتX
به سایت عشق خوش آمدید( محمد سیاحتی)

به سایت عشق خوش آمدید( محمد سیاحتی)

شعر عشق

عشق

 اگرسنگم زنی سنگت ببوسم،اگرزهرم دهی زهرت ببوسم،اگرغسلم دهی با آب کافور،کفن پاره کنم دستت ببوسم....

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 2:10  توسط محمد سیاحتی  | 

چه زیباست

  چه زیباست به یادتوباچشم های خسته گریستن،چه زیباست همیشه در تنهایی توراحس کردن،چه زیباست درخیال با تو زندگی کردن،عزیزم نام توبرقلبم خالکوبی شده تافراموشت نکنم،نازنین من همچون نفس کشیدن تورابخاطرمی سپارم،یک روزه دیگه هم بدون توگذشت.
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 0:52  توسط محمد سیاحتی  | 

ای کاش

ای کاش آهنگ محبت بودم وبرایت آهنگ عشق رامی سرودم،ولی افسوس که نه آهنگ هستم ونه اشک چشمان پر مهرت،ولی هر چه هستم تاآخرین قطره خونی که در رگ دارم،دوستت دارم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 0:38  توسط محمد سیاحتی  | 

خواب

 درخواب نازبودم شبی،دیدم کسی درمیزند،درراه گشودم روی او،دیدم غم است درمیزند،ای دوستان بی وفا،ازغم بیاموزیدوفا....،غم باهمه بیگانگی،هرشب به من سرمیزند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 0:29  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 23:35  توسط محمد سیاحتی  | 

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است…


دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد …


دلم براي کسي تنگ است ه با زيبايي کلا مش مرا در عشقش

 غرق مي کند…


دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد …


دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد…


دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد…


دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش

 را حسرت مي کشد …


دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد …


دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…


دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده…


دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده…


دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است…


دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است…


دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است…


دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است…


دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است…


دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست…


دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند…


دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست…


دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است…


دلم براي کسي تنگ است  که دل تنگ دل تنگي هايم است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 23:27  توسط محمد سیاحتی  | 

 

hamidreza

دلم تنگ است....

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است…


دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد …


دلم براي کسي تنگ است ه با زيبايي کلا مش مرا در عشقش

 غرق مي کند…


دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد …


دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد…


دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد…


دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش

 را حسرت مي کشد …


دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد …


دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…


دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده…


دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده…


دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است…


دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است…


دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است…


دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است…


دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است…


دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست…


دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند…


دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست…


دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است…


دلم براي کسي تنگ است  که دل تنگ دل تنگي هايم است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 23:21  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 23:15  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 21:20  توسط محمد سیاحتی  | 

شعر : عشق یعنی

عشق

 

عشق يعنی يک سلام و يک درود

عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

عشق يعنی زاهد اما بت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون كندن بدست

عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی چون محمد پا به راه

عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی با پرستو پر زدن

عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تيمم يک نماز

عشق يعنی سر به دار آويختن

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:50  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:38  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:37  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:36  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:35  توسط محمد سیاحتی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:34  توسط محمد سیاحتی  | 

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت

نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت

نخستین کلامی که دلهای ما را

به بوی خوش آشنایی سپرد و

 به مهمانی عشق برد

پر از مهر بودی ، پر از نور بودم

همه شوق بودی همه شور بودم

چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم

نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم

چه خوش لحظه هایی که می خواهمت را

به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم

دو آوای تنهای سرگشته بودیم

رها در گذرگاه هستی !

به سوی هم از دورها پر گشودیم

چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم

چه خوش لحظه هایی که در پرده عشق

چو یک نغمه ی شاد با هم شکفتیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:30  توسط محمد سیاحتی  | 


www.bahar22.com -->

http://www.bahar22.com"> style="text-decoration: none; font-weight: 700">انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس